السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
263
تفسير الميزان ( فارسي )
لباس است براى روز ، كه روز به آسانى از آن بيرون مىشود . ولى انصافا اين وجه وجه درستى نيست . * ( « وَجَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً » ) * كلمه عيش - به طورى كه راغب « 1 » گفته - به معناى زندگى است ، چيزى كه هست كلمه « عيش » مختص به زندگى حيوان است ، به اين معنا كه به زندگى خداى تعالى و ملائكه عيش گفته نمىشود ، ولى حيات خدا و حيات ملائكه گفته مىشود ، و كلمه « معاش » مصدر ميمى و هم اسم زمان و مكان از عيش است ، و در آيه مورد بحث به يكى از دو معناى اخير است ، يعنى زمان و يا مكان عيش . و معناى آيه اين است كه : ما روز را زمان زندگى شما و يا محل زندگى شما قرار داديم ، تا در آن از فضل پروردگارتان طلب كنيد . و بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از آن همان معناى مصدرى است ، چيزى كه هست مضافى از آن حذف شده ، و تقدير كلام « و جعلنا النهار طلب معاش » است ، يعنى ما روز را طلب معاش قرار داديم . * ( « وَبَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً » ) * يعنى بر بالاى سرتان هفت آسمان سخت بنياد ، قرار داديم . * ( « وَجَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً » ) * كلمه « وهاج » به معناى چيزى است كه نور و حرارت شديدى داشته باشد ، و منظور از « چراغ وهاج » خورشيد است . * ( « وَأَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً » ) * كلمه « معصرات » به معناى ابرهاى بارنده است . و بعضى « 3 » گفتهاند : به معناى بادهايى است كه ابرها را مىفشارد تا ببارد ، و كلمه « ثجاج » به معناى ابرى است كه بسيار آب بريزد . و بنا بر اين ، بهتر آن است كه كلمه « من » را به معناى باء بگيريم ، و معنا چنين شود « ما به وسيله بادهاى فشار آورنده آبى ريزان نازل كرديم » . * ( « لِنُخْرِجَ بِه حَبًّا وَنَباتاً » ) * يعنى اين كار را كرديم تا دانه ها و نباتاتى كه مايه قوت آدميان و حيوانات است
--> ( 1 ) مفردات راغب ماده « عيش » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 422 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 10 .